بنابر این، هم پدر(حضرت داود) اوّاب است: "و اذكر عبدنا داود ذا الأید إنّه أوّاب"(2)، و هم فرزند(سلیمان) و سلسله جلیله آنها سلسله اوّابین است. یعنی آنان كاری را بدون رجوع الی الله انجام نمیدهند. اگر برای آن كار دستور یافتند انجام میدهند و توفیق انجام را هم از جانب خدای سبحان میدانند، از این رو آنان میتوانند بگویند: "إن صلاتی و نسكی و محیای و مماتی لله ربّ العالمین"(3)، بدین جهت از فضایل خود چنین سخن میگویند: " الحمدلله الّذی فضلنا علی كثیر من عباده المؤمنین"(4) آنان همه نعمتها را از خدا میدانند و زبانشان هم به انعام الهی گویاست.
این دو مطلب را قرآن كریم آورده است كه اولاً: هر نعمتی كه به شما رسیده است، از جانب خداست: "و ما بكم من نعمةٍ فمن الله"(5) و ثانیاً آثار تنعّم در افعال و اقوال شما ظاهر باشد: "و اما بنعمة ربك فحدِّث"(6)؛ نه تنها معتقد باش كه نعمت از جانب خداست، بلكه به زبان هم بیاور و تنها از متنعم سخن نگو بلكه از منعم بودن خدا هم حدیث كن. نگو: عالمم، متمكنّم، بلكه بگو: خدا را شكر كه عالمم كرد، تمكینم داد و ... .
كسی كه فقط نعمت را میبیند دید مادّی دارد. اما كسی كه منعم را میبیند، بینشی الهی دارد.
اگر آن کرد شیرازی به دست آرد دل ما را