این عدد 2 نیست

یک 7 است 

که از درد به خود پیچیده است.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 0:30 توسط میرصادقعلیشاه |

هو اول و آخر علی
صفای قدم دوستدار مولا .به کلبه حقیر خوش آمدید.فرمایشی کردید بنده اطاعت میکنم و در حد بضاعت ناچیزم پاسخ میگویم باشد که قبول حق افتد.

بنام خدا

سلام بر شما دوست عزيز و عاشق مولايم
اولين بار است كه به وبلاگ شما مي آيم
اشعار زيبايي بود
سوالي داشتم فرق خاكسار فعلي با اهل حق چيست
خاكسار فعلي چند فرقه اند
قطبتان مير طاهر است يا كسي ديگر  ممنون مي شوم




عزیز دلم سلسله خاکسار یکی از سلاسل دراویش صوفیه است با دین اسلام مذهب شیعه جعفری یا همان دوازده امامی که رایج کشور مان است.تمام جزییات شریعت طابق النعل به نعل شریعت فقه جعفری است بی کم و کاست.پس یک درویش خاکسار مسلمان و شیعه دوازده امامی است که میبایست در تمامی ساعات بیداری دائم الوضو و دائم الذکر باشد و تمامی جزییات شرع مبین اسلام را مطابق با مذهب شیعه رعایت کند.سلسله خاکسار مشتمل بر  4 دوده است.که دلیل بر تفاوت در بین ایشان نیست و بر اثر ذوق پیران سلسله و مرور زمان و بعد مکان و تنوع راههای رسیدن به قرب الهی این دوده ها پدید آمده اند.شکل سلوک این 4 دوده تفاوت ظاهری دارد وگرنه  ایدئولوژِی و جهان بینی یکسانی داشته و باطنا  یکی بوده و هستند.و تمامی 4 دوده یک قطب دارند و ایشان  هم حضرت حجت امام زمان حضرت مهدی موعود علیه السلام و الصلوات هستند و لا غیر .توضیحا اینکه در سلسله خاکسار بعد از مقام قطبیت (که در انحصار امام معصوم بوده و از مولا امام به امام مقام ولایت و قطبیت طی شده تا به امام مهدی (ع) حضرت ولی عصر  رسیده )مقام بعدی مقام سرسلسله است که اصطلاحا شیخ الشیوخ هم میگویند و ایشان شیخی است که سایر مشایخ جهت امور سلسله با ایشان مطابق میشوند.و هر دوده سرسلسله ای دارد و مقام بعدی مقام شیخیت است.که شیخ پیر روشن ضمیری است که زحمت دستگیری و تشرف اشخاص به سلوک و هدایت و تربیت فقرا را بر عهده دارد.از آنجا که پیر در شهر خودش ساکن است و ممکن است فقیر در شهری غیر از شهر پیر زندگی کند و نیز اینکه یک سری از ارکان فقر میبایست توسط پیر مستقیما به درویش آموخته و القا شود و به دلیل تکثر مریدان عملا فرصت رسیدگی دقیق برای همه امور تمامی مریدان نیست هر درویش خاکسار به غیر از پیر یا شیخ  پیر دلیل نیز دارد .پیر دلیل وظیفه  رسیدگی به امور فقرا و هر امری که پیر در خصوص دراویش و خانقاه و سلسله و عرفان داشته باشند ، دارد.و سایر طبقات فقرا مرحله عرفانی است که هر فقیر عشق الله طی میکند و مسئولیت شخصی دارد مگر اینکه ماموریتی داشته باشد.سعی کردم تا جای ممکن نکته ابهامی بر جای نگزارم.

جناب میر طاهرعلیشاه  هم یکی از شیوخ بوده اند (خداوند رحمتشان کند ) و قطب نبوده اند و پیر این حقیر هم نبوده اند .

 از بابت اینکه فرمودید خاکسار فعلی ، خاکسار  را با کل امور دنیا کاری نیست، حتی زمان. لهذا ،خاکسار  فعلی و غیر فعلی را شامل نیست .همین بوده و میماند   انشاالله.

این توضیحات هرچند مختصر ،اما به طور کلی گویی در خصوص سلسله خاکسار بود . لیکن جزییات بی نهایت است چون دل هر ذره بشکافی جهانی بینی.

و اما تفاوت سلسله و طریقت فقر و درویشی خاکسار با دین یارستان یا اصطلاحا اهل حق .خود نگفته پیداست یک سلسله درویشی را با یک دین مقایسه نمیکنند و این قیاس امکان پذیر نیست چون یارستان دین است و یک عقیده محترم اما مستقل .و خاکسار یک روش و یک طریقت است که شیعیان طی میکنند تا به حق و حقیقت و احترام برسند انشاالله.

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 19:58 توسط میرصادقعلیشاه |

من قطاری دیدم ، روشنایی می برد.
من قطاری دیدم ، فقه می برد و چه سنگین می رفت .
من قطاری دیدم، که سیاست می برد ( و چه خالی می رفت.)
من قطاری دیدم، تخم نیلوفر و آواز قناری می برد.
و هواپیمایی، که در آن اوج هزاران پایی
خاک از شیشه آن پیدا بود:
کاکل پوپک ،
خال های پر پروانه،
عکس غوکی در حوض
و عبور مگس از کوچه تنهایی.
خواهش روشن یک گنجشک، وقتی از روی چناری به زمین می آید.
و بلوغ خورشید.
و هم آغوشی زیبای عروسک با صبح.

پله هایی که به گلخانه شهوت می رفت.
پله هایی که به سردابه الکل می رفت.
پله هایی که به قانون فساد گل سرخ
و به ادراک ریاضی حیات،
پله هایی که به بام اشراق،
پله هایی که به سکوی تجلی می رفت


شهر پیدا بود:
رویش هندسی سیمان ، آهن ، سنگ.
سقف بی کفتر صدها اتوبوس.
گل فروشی گل هایش را می کرد حراج.
در میان دو درخت گل یاس ، شاعری تابی می بست.
پسری سنگ به دیوار دبستان می زد.
کودکی هسته زردآلو را ، روی سجاده بیرنگ پدر تف می کرد.
و بزی از "خزر" نقشه جغرافی ، آب می خورد.

بند رختی پیدا بود : سینه بندی بی تاب

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 0:24 توسط میرصادقعلیشاه |

آفاق را گردیده ام،مهر بتان ورزیده ام بسیار خوبان دیده ام،اما تو چیز دیگری.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 0:35 توسط میرصادقعلیشاه |