تبليغاتX
سلسله جلیله خاکسار جلالی ابوترابی

علی

امام من است و منم ، غلام

                                    علی.

هزار جان گرامی به فدای

                                    علی.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 0:3 توسط میرصادقعلیشاه |

ما را به غمزه کشت و قضا را بهانه ساخت
خود سوی ما ندید و حیا را بهانه ساخت
دستی به دوش غیر نهاد از کرم
ما را چو دید لغزش پا را بهانه ساخت
آمد برون خانه چون آواز ما شنید
بخشیدن نواله گدا را بهانه ساخت
رفتم به مسجد از پی نظاره رخش
دستی به رخ کشید و دعا را بهانه ساخت

زاهد نداشت تاب جمال پری رخان

کنجی گرفت و ترس خدا را بهانه ساخت

مارا به غمزه کشت و قضا را بهانه ساخت
خود سوی ما دوید و حیا را بهانه ساخت
رفتم به مسجد که ببینم جمال دوست
دستی به رخ کشید و دعا را بهانه ساخت
زاهد نداشت تاب جمال پری رخان

کنجی گرفت و یاد خدا را بهانه ساخت

ازخانه برون شد چون آواز ما شنید
بخشیدن نواله گدا را بهانه ساخت
عارف تاب چهره‌ی پری گونه‌اش نداشت
کنجی گرفت و یاد خدا را بهانه ساخت

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 22:34 توسط میرصادقعلیشاه |

اول و آخر علی

 

علی و مع الحق و الحق مع العلی

هر گاه حق مرد

                    علی هم مرده است.

 

اول و آخر علی

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت 21:32 توسط میرصادقعلیشاه |

این کیه این کیه این کیه این بای بسم الله الرحمن الرحیمه

این کیه این کیه معنیه یا و سین و اصل و حا و میمه

این کیه این کیه نامش به جای نام سبحان العظیمه

این کیه در خلوت و جلوت محمد را امینه

این کیه این کیه راهش به راه حق صراط المستقیمه

این کیه مسند نشین همواره در عرش برینه

این علی عالی اعلی امیرالمومنینه   این علی عالی اعلی امیرالمومنینه

این کیه این کیه مرشد به میکائیل و جبرئیل امینه

این کیه رهبر به عزرائیل واسرافیل و ویله

این کیه این کیه او مستعان و آدم اورا مستعینه

این کیه هم شیث وهم ایوب و ادریس کبیره

این کیه این کیه بر یوسف و بر هود وبریونس معینه

این کیه موسی و عیسی،خضر والیاس آفرینه

این علی عالی اعلی امیرالمومنینه این علی عالی اعلی امیرالمومنینه

این کیه این کیه مونس به صالح،یار داوود خلیله

این کیه با احمد مرسل به اوادني رحیله

این کیه کروبیان را در شفاعت بس دخیله

این کیه بر اولیا و انبیا دائم کفیله

این کیه کاو اسقیا را ساقی اندر سرسبیله

این کیه این کیه رویش جمیل وجه رب العالمینه

این علی عالی اعلی امیر المومنینه این علی عالی اعلی امیر المومنینه

این کیه این کیه اندر دو عالم بی پناهان را پناهه

این کیه کاو نا امیدان را امید و تکیه گاهه

این کیه بیچارگان را چاره ساز و عجز و آهه

این کیه خیل یتیمان را انیس و سوز و آهه

این کیه این کیه بر جمله درویشان هماره خضر راهه

این کیه با جمع مسکینان جلیس و همنشینه

این علی عالی اعلی امیرالمومنینه  این علی عالی اعلی امیرالمومنینه

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 0:42 توسط میرصادقعلیشاه |

اول و آخر علی

او به ما یک ماه فرصت داده تا  روزی یک وعده غذا برای هم سفره های دورترمان پس انداز کنیم .یادمان نرود روزه یک بهانه برای نزدیک تر شدن دلهای ماست که یک سال پر شده و این پری ما را دور کرده از هم.هم سفره های دور ترمان را دریابیم حتی سالی یک ماه.

+ نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 0:44 توسط میرصادقعلیشاه |

آتش بــزنم بســـوزم این مذهب و کــــیش

عشقــت بنــهم بجــای مذهب در پــــــیش

تا کی دارم عشــق نهـــان در دل خویــش

مقصود ِ رهم تویی، نه دینست و نه کیش


+ نوشته شده در جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 23:37 توسط میرصادقعلیشاه |

خدمت سرور گرامی دوست محترم و اخوی عزیزم فقیر تربت

عزیز دلم محبت بسیار کردی دل ما رو شاد کردی ما راهم به جم بردی .دمت گرم.کاش با هم حرف میزدیم دونه دونه اون عزیزان رو به شما معرفی میکردم با حضراتشان لیل و نهار داشته ایم.بسیار نیک مردمی هستند.

مولا شادت کند.

+ نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 2:11 توسط میرصادقعلیشاه |

اول و آخر علی

تا به حال دیده و شنیده نشده که مولا کرم بفرمایند  و جاش چیزی پس بگیرند.

زندگی رودخانه ای است پر پیچ و خم هر سنگ کوچک و بزرگ سیلی میزند بر آب تا آب خروشان تر جاری باشد پس عشق رودخانه به سنگ های بزرگ تر بیشتر است چون رودخانه با سنگ های بزرگ تر رودخانه تر است.

ان پاره دوز که بخیه میزند بر شکاف سنگ گاهی بخیه را وارونه میزند تا اهل فن بدانند که این جا شکافی رفو شده .پس بخیه های این شکسته آگاهانه زبر انتخاب میشود تا ... بماند.حضرت مولانا با آن جلال گاهی جهت تفهیم مطلبی میفرماید آن ....... کاز حاسدی عیسی بود تشویش او .... پس دُر کلام گاهی با ریگ همراه است تا دندان را بساید.البته نه شما.

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 1:53 توسط میرصادقعلیشاه |

عزیز دلم که با نام فقیر تربت این خسته رو یاد میکنی.یا علی مدد.

هر جا هستی شاد و سلامت باشی خوش به حالت که میتونی مزار خیر الحاج رو زود به زود زیارت کنی.حقیر به خاطر امور دنیایی نتونستم خادم حضرات باشم خوش به سعادت شما که ایشان را زیارت کردید البته خوب ما تهران خدمت ایشان هستیم.در خصوص عکس هر موقع شد برایم ایمیل کن که خیلی هم طالبم یا بهتر از اون در این سایت هایی که عکس آپلود میکنند بیزحمت آپلود کن بعد لینکش رو بده .خلاصه مولا حفظت کنه هر جا هستی دمت هم گرم.

+ نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1390ساعت 22:51 توسط میرصادقعلیشاه |

هو حق یا علی مدد جمال با کمال حضرت مولانا امیر المومنین علیه السلام و فقرا را عشق است

ممنون که بنده را مورد تفقد قرار داده و به سوالات حقیر پاسخ دادید

اولا :حقیر گلبانگ نگرفتم که بگویم "جمال درویش "را عشق است.

ثانیا:طبق قانون فقر درویش صاحب رساله ولنگ فقط میتواند تا پیاله اشاد کند واز مقام کسوت به بالا در ید اختیار سر سلسله است اگر غیر این انجام شود تخلف فقری است.سند بر اینکه در زمان حضرت خیر الحاج غیر حضرت ایشان کسی اجازه نداشته مگر امر کتبی یا نفس ایشان بوده که ان هم انجام نشده.در ضمن شیخ المشایخی با سر سلسلگی تفاوت دارد . ضمنا در زمان حضرت بهار علیشاه هم این عمل اجرا نشده .بعد از حضرت خیر الحاج این تخلف باب شده که تمام کسانی که این کار را انجام داده اند تخلف کرده و عمل ایشان باطل است .تمام کسانی که این کار را انجام داده اند ارشادشان باطل است طبق اسناد ومدارک موجود چون حضرت عالی فرموده اید اسم نیاوریم من اسم نمی اورم وگرنه با سند ومدارک لازم عرض میکردم کسانی که شما شیخ خطابشان کردید هیچ سمتی در فقر ندارند وارشادشان باطل است .

ثالثا:حقیر فکر کردم جناب شما مرید (محی الدین جابری) هستید .که دو سوال اخر را مطرح کردم.

رابعا: حقیر نه قصد خصومت دارم ونه قصد بی احترامی و نه قصد خراب یا ..... مطلب دیگر .

با کمال تشکر وقدردانی از اینکه پاسخ دادید وباز هم بذل محبت میکنید در انتها میخواستم بدانم از مریدان کدام یک از مشایخ هستید؟البته شاید این سوال را باید در ابتدای عرایض گشته ام میپرسیدم که اینگونه باعث ناراحتی وعصبانیت شما نمیشدم.

 

یا علی مدد

دم شما گرم عزیز دلم که انقدر رک و لوطی وار حق و حقیقت و میگید.بنده انجام وظیفه کردم اصلا هم اهل حاشیه و لفافه نیستم.ایوالله دم شما هم گرم حقیر هم گفتم شما گل بانگ نبستید منتها چون مطلب عمومی بود باید درست مطلب و مینوشتم تا همه مخاطبان از کم و کیف با خبر شوند.از شیخ حقیر پرسیدید اگر از فقرای سابقه دار باشید که میدانید منظور حقیر از کرد شیرازی چه کسی هست و اگر از عاشقان تازه به خیل پیوسته اید از شیخ محترمتان بپرسید میفرمایند برایتان و اگر هم که فقیر نیستید که هیچ.

و اما ماشالله هزار ماشالله یکی به نعل میزنید یکی به میخ.چه کسی عصبانی و ناراحت شد؟یک فرمایشی کردید ما هم عرضی کردیم والسلام.اما من از کسی اسم نبرده ام که شما میگی کسانی که شما شیخ خطابشان کردی هیچ سمتی در فقر ندارند وارشادشان باطل است.حقیر خاطرم نیست شما بفرمایید کدام شیخ تا عرض کنم  .اصلا عزیزم شما خودت فقیر هستید؟مشرف شده اید؟اگر آری بیاید مرد و مردونه با هم صحبت فقری داشته باشیم.حقیر هم فقیر خاکسار جلالی ابوترابی هستم و هیچ ادعایی هم ندارم و فقط با مولا عشق بازی میکنم و ادعای حفظ و صیانت از فقر را ندارم اما ماشالله شما خوش بنیه اومدید جلو ما هم طالبیم با شما دم فقری بزنیم بلکه دلمان به هم نزدیک شد.اگه طالبید بسم الله.اگه نه هم که هیچ.بنده هم هیچ کاره فقر هستم.صاحب راه کنار راه ایستاده هرکه کاسه داغ تر از آش شد خودش و تاریک کرده و از مولا دور.

منتظرم یا علی


 

+ نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1390ساعت 22:32 توسط میرصادقعلیشاه |